۱۳۹۶ خرداد ۱, دوشنبه

هجویات آقای پوآرو!



آقای «د ـ ح» در کانال تلگرامی و مجهول الهویه «خبرخوانی روز» ضمن انتشار مطلبی تحت عنوان «تهديد روحاني به برخورد» مدعی شده داریوش سجادی نويسنده مقيم كانادا و مورد علاقه كيهان و فارس در يادداشتي كوتاه روحاني را تهديد برخورد در «سال سخت» كرده!

لازم به ذکر است مستند «د ـ ح» مزبور در ادعای مذکور مقاله اخیر اینجانب تحت عنوان «خیر آقای روحانی شما رئیس جمهور من نیستید» می باشد که برخلاف القای «د ـ ح» نامه ای است سرگشاده و انتقادی بابت رفتارهای اصول فروشانه آقای روحانی در دوران رقابت های انتخابات ریاست جمهوری. (۱)

لیکن مشارالیه که برخوردار از سابقه نفرت از اینجانب و الفت به پدر خوانده رحمت الله علیه «کارگزاران» می باشند در اثبات ادعای خود متوسل به سیاهه ای از دروغ و توهم و افسانه شده اند تا بلکه بدینوسیله ادعایشان افاقه کرده و رعیت را علیه این راوی به کفایت بشورانند و لابد «ارباب حسن» را نیز به حلاوت بستایند.

بر همین اساس «د ـ ح» مزبور انجام وظیفه کرده و فرموده اند:

سجادي پيش تر در روزنامه هاي اصلاح طلب فعاليت مي‌كرد و تا سال ۸۸ مطالب تندي را عليه حاكميت منتشر مي كرد. او بعد از آمدن به ايران براي ختم يكي از والدينش در بازگشت تغيير رويه داد به طوري كه يادداشت‌هايش با استقبال شديد از سوي كيهان و فارس روبه‌رو ميشود. اما همچنان او را نويسنده اصلاح طلب مي‌خوانند تا به مطالبش وزني اعطا كنند ... او در اين دور از رقابت‌ها به شدت از رئيسي حمايت مي‌كرد. نكته جالب در مورد او اين است كه وبلاگ متعلق به او آرشيو مطالبي كه مربوط به قبل از سال ۸۸ است به طور كامل پاك كرده تا دردسترس مردم قرار نداشته باشد ... سجادي همچنين در سال ۹۲ با نيت وصل شدن به دولت از كانادا تا نيويورك مسافرت كرد تا در كنار جواد ظريف و محمدعلي نجفي عكس يادگاري گرفته و كلاهي براي خود بدوزد. اما بعد از آنكه كسي به او اعتماد نكرد، به وضعيت فعلي چرخش كرد.

«هرکول پوآروی» مزبور در انتها نیز فرموده اند:

وقتي تهديد سجادی را در كنار مطالبي كه اخيرا از سوي برخي ديگر در داخل منتشر مي شود بگذاريم مي‌توانيم كمي احساس نگراني كنيم.

مزید اطلاع «پوآروی» مزبور می بایست معروض دارم.

بدلائل زیر در سیاست و سیاست نویسی و بالتبع افسانه سرائی سیاسی بغایت بی استعدادید.

۱ـ سجادی مزبور چه قبل از ۸۸ و چه بعد از ۸۸ هرگز در عمرش مقالات تند علیه حاکمیت منتشر نکرده. مقالات انتقادی داشته اما مقالات تند را یحتمل در حال ناهشیاری فرمایش فرموده اید.

۲ـ در ۸۸ و ضمن رویت فضاحاتی که شما سبزها مبتلابه مملکت و جنبش اصلاحات کردید سجادی علنا طی مصاحبه ای مردرندی های تان را اعلام و از وجود نامبارک تان اعلام برائت کرد.(۲)

۳ـ فرموده اید کیهان و فارس هم چنان او را اصلاح طلب می خوانند تا مطالبش وزنی پیدا کند!

اعوذبالله!

بنده را چه فرض فرموده اید که تصور کرده اید با انتساب به اصلاح طلبی دچار بهجت روحی و توهم سنگین وزنی می گردم. البته تا آنجا که می دانم تا قبل از فضاحت سبزها در ۸۸ روزنامه نگار منسوب به جنبش اصلاحات بودم اما بعد از آن «ننگآوردتان» علنا با اعلام برائت از آن فرقه منحوسه گفتم و نوشتم که دیگر اصلاح طلب نیستم و اساسا دیگر هیچ چیز نیستم. (۳)

۴ـ حمایت بشدت از رئیسی در انتخابات اخیر را دیگر از کدام کلاه شعبده بازی تان درآورده اید؟

شایسته نبود تا با احترام به شعور مخاطب لااقل یک مورد از حمایت بشدت یا به قلت یا به ملاطفت سجادی مزبور از رئیسی مذکور را رفرنس می فرمودید؟ درست است که جامعه مطبوعات به برکت اینترنت بی در و پیکر شده اما هنوز بی اصل و نسب نشده و نمی شود هر نوباوه ابجد خوانی با توهم روزنامه نگاری هر کذبی را بنام خبر در چشم مخاطب فرو کند!

۵ـ . فرموده اید: نكته جالب در مورد سجادی اين است كه وبلاگ متعلق به او آرشيو مطالبي كه مربوط به قبل از سال ۸۸ است به طور كامل پاك كرده تا دردسترس مردم قرار نداشته باشد!

برادر «د ـ ح» شما مطمئنید حال تان خوب است؟ بنده از سال ۷۸ مقیم ایالات متحده ام طی این مدت تمام مقالاتم در دو وبلاگ متعلق به اینجانب منتشر شده و تمامی مقالات منتشره نیز از آن تاریخ تاکنون بدون هر گونه حذف و جرح و تعدیل کماکان در دسترس علاقه مندان است! (۴)

۶ـ پوآروی مزبور فرموده اند: سجادي در سال ۹۲ با نيت وصل شدن به دولت از كانادا تا نيويورك مسافرت كرد تا در كنار جواد ظريف و محمدعلي نجفي عكس يادگاري گرفته و كلاهي براي خود بدوزد. اما بعد از آنكه كسي به او اعتماد نكرد، به وضعيت فعلي چرخش كرد.

جل الخالق!

برادر محترم ـ اینجانب در عمرم پای خود را در کشور کانادا نگذاشته و همان طور که پیش تر عرض شد از سال ۷۸ تا کنون مقیم ایالات متحده آمریکا بوده و مزید اطلاع تان نیز معروض می دارد همه ساله بمناسبت سفر روسای جمهور ایران جهت شرکت در اجلاس سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل و ضیافت شام رئیس جمهور با ایرانیان مقیم آمریکا اینجانب در کنار جمعی دیگر از ایرانیان مقیم آمریکا از جانب نماینده ایران در سازمان ملل متحد دعوت به نیویورک می شویم و این دعوت از زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی تا آقای احمدی نژاد و ایضا آقای روحانی صورت گرفته و همه ساله در این مناسبت حضور داشته ام. لااقل از دکتر ظریف می پرسیدید سجادی در گوشی از شما چه کلاهی خواست که بعد از استنکاف شما چرخش فرمود!؟

آخرالامر نیز در پاسخ به این بخش از هجویات «د ـ ح» مزبور که فرموده اند: «وقتي تهديد سجادی را در كنار مطالبي كه اخيرا از سوي برخي ديگر در داخل منتشر مي شود بگذاريم مي‌توانيم كمي احساس نگراني كنيم» می بایست خدمت ایشان و مهتران ایشان معروض دارم:

خیر اخوی – نترسید. دنیا جائی برای آدم ترسو ندارد! ۳۰ سال پیش به یکی از آخرین بازمانده های سنت ژورنالیستی دوران پهلوی که مانند امروز شما دچار هذیان شده بود و خطاب به اینجانبان می فرمود «طوری راه بروید که مردم از شما نترسند» معروض داشتم:

بجای ملامت ما به مردمان تان بگوئید طوری زندگی کنند تا از کسی نترسند.

خیر جناب «د ـ ح» دوران اخافه سالاری پایان یافته. دولت متبوع تان نیازی به ترسانده شدن ندارد و بیشتر محتاج صداقت اند تا ارعاب!

زیاده عرضی نیست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ـ http://bit.ly/2raXo8C

۲ـ http://bit.ly/1aLPzbW

۳ـ http://bit.ly/2qIYW8q

۴ـ http://bit.ly/2qaDaYA

http://bit.ly/2qbeKhe


۱۳۹۶ اردیبهشت ۳۰, شنبه

خیر آقای روحانی شما رئیس جمهور من نیستید!



پیغام تلویزیونی حجت الاسلام حسن روحانی بمناسبت پیروزی اش در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم برخوردار از فرازی مناقشه آمیز بود که برای منقح ماندن تاریخ از شوائب و بستن راه دغل بازی رذائل ایضاحی توام با شماتت را می طلبد تا در فردائی محتمل از شدائد جای گلایه ای نماند.

آقای روحانی در مبتدای سخنان مزبور می فرمایند:

امروز انتخابات پایان یافته و من رئیس‌جمهور همه ملت ایران و حتی کسانی که مخالف سیاست‌هایم بوده‌اند، هستم؛ من دست یاری و دوستی خود را به‌سوی همه اقشار مردم دراز می‌کنم.

هر چند به صفت ظاهر این بخش از اظهارات روحانی می تواند حاکی از حسن نیت و وسعت نظر مشارالیه باشد اما چون کلام روحانی از دل برنمی آید لاجرم به دل نیز نمی نشیند.

خیر آقای روحانی.

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت ــ می خوردن و مستی ره و رسم دگری داشت! راه قلندری را شنیده اید اما چون روال آن را نیآموخته اید لاجرم نه بیان تان مسموع است و نه مرام تان مفهوم و قابل وثوق!

این کمال بی آزرمی است که در ایام رقابت های انتخابات، سفید چشمی کنید و به ثمن بخس همه محکمات و مسلمات و مفاخر و مواضع قابل افتخار و استناد انقلاب و نظام را برای مانائی در قدرت و خوشآمد و دلربائی و رای ربائی مشتی رجاله به لجن بکشید و در فردای پیروزی به برکت بسیج آن «آرای کثیف» با نگاه مستقیم به دوربین تلویزیون مخاطب خود را سفیه انگاشته و از موضع قلندرانه تواضع فروشی فرمائید!

خیر جناب روحانی

خلعت این تواضع و کسوت آن مقام با چنان ترفند و چنین فرآیندی بر قامت ناراست تان زار می زند!

این کمال بی آزرمی است که در پروای شکست در انتخابات و در شهوت نشست بر کرسی صدارت اصول فروشانه آرای خود را از بازار سیاه سیاست ابتیاع فرمائید.

جناب روحانی

جهدتان در استیفای قدرت شاید ماجور باشد اما قطعا سلوک ناپاک تان ماذون نیست!

براستی پس از سالها تظاهر به قلندری تا این اندازه بی تاب ماندگاری در آن ساختمان منحوسه بودید تا مُحیلانه شعله های سرکش اشتیاق ماندن تان در قدرت را با هیمه شرف فروشی، گدازان نگاه دارید؟

نگاهی به راه طی شده خود در رقابت های انتخابات بیاندازید و پشت سر خود را ببینید که چه دسته گل هائی به آب دادید؟

قدرت را بُردید اما اخلاق را باختید ـ معظم له!

سرهنگ نیستید اما حقوق دان هم نیستید و تنها مشاطه ای توانائيد که گندم نمایانه جو فروشی کردید و با شاذیات و شطحیات خود از میانه مشتی جوان هیجان زده که ابجدهای سیاست را نیز نابلدند و از عمق طایفه اتینا، بمنظور فتح پاستور یارگیری کردید.

ارزش اش را داشت آقای رئیس جمهور!؟

می ارزید و می صرفید تا اخلاق و شرافت را فدیه مانانی خود در قدرت کنید!؟

می ارزید و می صرفید تا برای مانائی در قدرت متوسل به آرای کثیف شده و با پنجه کشیدن بر سیمای قهرمانانه نیروهای توانمند سپاه ایشان را متهم به موشک بازی برای تحقیر آن برجام بد فرجام کنید؟

می ارزید و می صرفید تا مانائی در قدرت را به بهای دفاع از کثیف ترین نحله های تروریستی بدسابقه در کشور ابتیاع فرموده و رقیب تان را متهم به خشونت و سرزنش بابت اعدام آن اشرار وطن فروش و قاتل نمائید؟

نشستن بر کرسی ریاست تا این اندازه نزدتان شوق آور است که برایش حاضر شدید تمام اتهامات ۳۸ سال گذشته غربی ها علیه ایران را شخصا برسمیت شناخته و عهده داری کنید تا مفلوکانه بتوانید آرای کثیف ترین اقشار معاند با کلیت نظام را سریز در سبد آرای خود کنید؟

خسته نباشید آقای روحانی!

جهدتان ماجور. موفق شدید. اکنون ولو به بهای آرای کثیف و ناخن کشیدن بر سیمای نظام مجدد رئیس جمهورید!

اما مستدعی است به ثمن بخس خود را رئیس جمهور همه ملت ایران اطلاق نفرمائید.

لااقل رئیس جمهور بنده و امثال بنده نیستید آقای فریدون!

خیر آقای روحانی!

فرزندان خمینی همان هائی اند که از مولایشان آموختند خلافت به اندازه عطسه بزی نیز نزد خلیفه شان ارزش ندارد جز آنکه از آن طریق بتواند حق مظلومی را از حلقوم ظالمی بیرون کشد.

خیر آقای رئیس جمهور!

شما نبُردید. باختید. همه چیزتان را باختید. هم اعتبار و گذشته انقلابی تان را باختید و هم اخلاق و مرام و معنویت را واگذار کردید و از این جا به بعد سهم بنده و امثال بنده از ۴ سال آینده حضور جنابعالی در کرسی قدرت، تیز چشمی و تیز چنگالی است.

اکنون که خود را وام دار اقشار اتینا کردید و با مدیونی به کثیف ترین آرای متصور وارد کاخ ریاست جمهوری شدید مطمئن باشید نسبت تان با فرزندان انقلاب نسبت انذار و تبشیر است.

فرزندان انقلاب تیزچشمانه ۴ سال آینده را در کمین تان خواهند بود تا در این ۴ سال پر حادثه چنانچه قدمی کج خلاف اهداف و آرمان های امام و انقلاب بردارید بدون ملاحظه راست تان کنند.

آقای روحانی!

هنرنمائی علی نصیریان هنرمند برجسته سینمای ایران در اثر ارزشمند سربداران مصداقی است پر شماتت از وضعیت مبتلابه و خود خواسته و خود ساخته «جنابعالی» آنجا که مُحیلانه و در کسوت قاضی شارع پای چوبه اعدام ۱۵ تن مدعی شیخ حسن بودن اشعار داشت:

اگر شیخ حسن در میان این ۱۵ تن بود که مُرد! اگر نبود دیگر شیخ نیست که ۱۵ تن را فدیه خود کرد!

آری جناب آقای روحانی!

این تقدیر خود خواسته شما نیزهست! اگر پذیرفتید تا مانائی در قدرت را به بهای زیر سوال بردن همه گذشته قابل افتخار انقلاب و ناخن کشیدن بر سیمای مفاخر و ذبح محکمات و مسلمات انقلاب تحصیل کنید! در آن صورت جنابعالی نیز دیگر شیخ نیستید که اخلاق را فدیه جاه جوئی و قدرت طلبی خود کردید!

داریوش سجادی

یوم النکبت!



نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ شایسته یک آسیب شناسی جدی است.

این انتخابات را در مضیق ترین تعریف ممکن باید به بار نشستن بذر فتنه ای انگاشت که از ۸۸ توسط مرحوم هاشمی و عقبه سیاسی ایشان و با آبیاری بموقع و گشاده دستانه جهانگرایان آمریکائی در زمین سیاست ایران کاشته شد و محصول نخست آن در ۹۲ به بار نشست و در شوراها و خبرگان ۹۴ آرای تهران را کوفی کرد و اینک نیز در ۹۶ برای سومین مرتبه بار داد.

البته این بمعنای اغماض از رویه ها و سویه های ناصواب تمامیت نظام در مئلکداری نیست که رغم اتحاد آرمانی پراگماتیسم های داخلی با گلوبالیست های آمریکائی حکومت نیز با سیاست های پارساکیشانه آمرانه و بعضا اشتباه خود بستر مناسب یارگیری دشمن از میانه جوانان ایران را بنحو گشاده دستانه ای فراهم آورده و می آورد که پیش تر در مقاله «زگیل لیلی» به یکی از آن مهم ترین خیراندیشی های نابجا و آمرانه اشاره کرده بودم.

متاسفانه حکومت با سیاست های آمرانه و تنظیفی و انقباظی بشکلی نالازم گرایشات ذاتی جوانان را با بدترین شکل ممکن مدیریت کرده و بدین طریق به دست خود بستر ریزش ایشان در آغوش دشمن را فراهم می کنند تا در هر انتخاباتی این قشر از جوانان بدون برخورداری از کمترین شعور سیاسی از فرصت انتخابات تنها در مقام یک دهان کجی به کلیت نظام بهره ببرند.

علی ایحال حاملان انقلاب اسلامی و نیروهای انقلاب، پیروزی روحانی در انتخابات ۹۶ را باید در قامت یک شکست تلخ برسمیت بشناسند. روحانی محصول آرای کثیفی شد که آگاهانه کوشید و موفق شد از طریق اخافه عوام طبقه متوسط و مدرن و نشان دادن خود در قامت و خلعت یک منجی دلربا و مخالف نظام از ایشان رای رُبائی کند.

این بمعنای آن نیست تا نیروهای انقلابی دچار یاس فلسفی شوند و اتفاقا موظف اند بلافاصله با تجدید قوا و روحیه پشت سر رهبری و گوش به فرمان رهبری و نه عقب تر از رهبری و نه جلوتر از رهبری تیز چنگالانه و تیز چشمانه در کمین رفتار روحانی و تیم سیاسی ایشان بمانند.

فرزندان انقلاب کمربندهای خود را محکم ببندند اکنون محل تردید و یاس نیست. ۴ سال آینده ۴ سالی است که کاملا هوشیارانه باید تیم روحانی را نظارت و مراقبت و مدیریت کرد هر چند قبلا نیز طی مقاله ای نوشته بودم در صورت پیروزی روحانی در دوم نباید چندان دلنگران بود چرا که بعد از مرحوم هاشمی اینک یک «روحانی بدون هاشمی» یک «روحانی ضعیف و قابل مدیریت» است.

اما خدمت آن دسته از دوستان که از اینجاب گلایه می کنند که چرا علی رغم پیش بینی تان روحانی پیروز شد عارضم:

سیاست در مقام عمل و سیاست در مقام تحلیل امری است علیحده.

صادقانه خدمت این دوستان باید معروض داشت ایام انتخابات ایام مبارزات سیاسی است و طرفین می کوشند با لطائف الحیل و جنگ روانی طرف مقابل را منفعل کنند.

قطعا بخشی از نقطه نظرات اینجانب نیز در ایام انتخابات قبل از برخورداری از عمق تحلیلی برخوردار از سویه های جنگ روانی بود از جمله آنجا که در فردای اظهارات ساختارشکن روحانی در همدان پروای فتنه ای دیگر را دادم و به جوانان توصیه به دور شدن از کانون فتنه را دادم قطعا این را باید در چارچوب جنگ روانی قرار داد. اما از سوی دیگر با ترانسفری که روحانی از خود نشان داد و با بی شرمی دست بسوی آرای کثیف برد تصور نمی کردم حاملان آن آرای کثیف تا این اندازه احمق باشند که لبیک گوی فراخوان روحانی شوند!

اما واقعیت آن است که حاملان آرای کثیف تا آن درجه بلاهت داشتند که نفهمند علی رغم مواضع دلربایانه و ساختارشکنانه روحانی با رای دادن به ایشان تنها میزان مشارکت و بالتبع اذعان نظام به برخورداری از مشروعیت بیشتر را مستند سازی می کنند که کردند و در حالی که در عمل و با پیروز کردن روحانی نیز متوجه خواهند شد طی ۴ سال آینده نیز هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد چون ساختار مدیریتی نظام چنین اجازه ای را نه به روحانی و نه هیچ فرد دیگری می دهد تا بتواند کلیت نظام را بنفع منویات حاملان آرای کثیف مصادره کند.

علی رغم این یک واقعیت را نباید نادیده انگاشت مبنی بر آنکه آنان که عوام فریبانه می گفتند «اگر به روحانی رای ندهیم ایران را مبدل به ونزوئلا می کنیم» ایشان تنها در مقام فریب مردم حرف می زدند.

واقعیت آن است ایران سال ها است که تبدیل به ونزوئلا شده و آمریکا در وحدتی آرمانی با پراگماتیسم های داخلی از زمان مرحوم هاشمی به بعد به قوت از این توفیق برخوردار شده اند تا از طریق فشار اقتصادی و تحمیل بحران معیشت به بدنه شهروندی آن چنان تسمه از گرده ایرانیان بکشند تا شهروندان را به صرافت نصرفیدن حمایت از انقلاب و نظام برآمده از آن بکشانند که تا حدود زیادی نیز موفق شده اند.

توفیقی که با مُلکداری های نابخردانه و ناسنجیده نظام در حوزه های اجتماعی مزید بر علت شده و حکومت نیز با ثمن بخس در یارگیری دشمن از جوانان بسترسازی کرده و می کند.

بزودی در این زمینه با تفصیلی بیشتر خواهم نوشت

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۷, چهارشنبه

من صدای انقلاب شما را شنیدم!



تاریخ سرشار از عبرت است از جمله عبرت های آن تکرار پذیر شدن آن است.

بیانیه حسن روحانی درباره انتخابات بخصوص این قسمت از آن بیانیه مبنی بر این که:

اینجانب متعهد می‌شوم با اتکا به قوانین و اسناد بالادستی کشور و با اجرای برنامه‌ کارشناسی و دقیق تهیه‌شده برای دولت دوازدهم، در مسیر تعالی کشور و بر مبنای شعار «آزادی، امنیت؛ آرامش و پیشرفت» حرکت نمایم.

این بخش از بیانیه روحانی تداعی کننده آخرین تلاش محمد رضا پهلوی در آخرین روزهای سلطنت اش در ایران بود که از موضع استیصال پیغام معروف «من پیام انقلاب شما مردم را شنیدم و قول می دهم همه چیز را درست کنم» را مقابل دوربین تلویزیون قرائت کرد.

ندامتی که توام با تاخیر بود و دیگر همه چیز برای اعلی حضرت دیر شده بود و ملت با قدرت این درس را در تاریخ بنام خود به همه مزورین داد که یک ملت را می توان یک بار فریب داد اما نمی توان ایشان را برای همیشه فریب داد و بموقع همان ملت سیلی شماتت خود را به مزورین مزبور خواهند زد!

آقای روحانی ـ دیدید چقدر زود دیر شد!؟

متاسفانه صدای اعتراض مردم را دیر شنیدید!


۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۶, سه‌شنبه

میثاقیه!


مردم نجیب و قهرمان ایران

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری جدیدی در ایران بر خود لازم دانستم تا برای نخستین بار مستقیما با شما بزرگواران دل مویه ها و دل شوره هائی را کلامت و کتابت کنم.

اینجانب در مقام خوارترین فرزند معنوی شما بزرگواران هر چند نارفیقانه ۲۰ سال است شما را در همه ناملایمات و سختی های داخل کشور تنها گذاشتم و ترک تان کرده و غربت نشینی کردم اما خدا را شاهد می گیرم در مقام کمترین سرباز قلمدار کشورم کوشیدم در سنگرهای خارج از کشور دیده بانی قابل وثوق در دفاع از سرحدات معنوی مملکتم باشم.

هر چند از اسب افتادم اما از اصل نیفتادم!

هر چند فوج فوح همکارانم در غربت به شعف خود را به لجن خیانت آلودند اما خدا را شاهد می گیرم طی تمامی سالهای غربت نشینی ام قلم فروشی نکردم و امام و اسلام و نظام و انقلاب و شما ملت عزیز ایرانم را نفروختم و به شما بزرگواران خیانت نکردم و نخواهم کرد. بزرگ شده سلسله جلیله ساداتم و قلم فروشی و خیانت را در این سلسله استعدادی نیست.

خدا رحمت کند مرحوم امام را که در پیغام برائت از مشرکین آنچنان بشیوائی فرمودند:

ما در مکّه باشیم یا نباشیم دل و روحمان با ابراهیم و در مکّه است. دروازه های مدینة الرسول را بر روی ما ببندند یا بگشایند، رشته محبّت مان با رسول الله پاره نخواهد شد، به سوی کعبه نماز می گزاریم و به سوی کعبه می میریم ... و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظلم و ستم و ستمگری برنخواهیم داشت.

اکنون و به تاسی از امام و به سیاق امام اینجانب نیز در پیشگاه تان اذعان می کنم:

این فرزند حقیرتان نیز در ایران باشد یا نباشد دل و روحش با شما بزرگواران است. دروازه های مملکت را بر روی فرزند کوچک تان ببندند یا بگشایند رشته محبت ام با شما ملت نجیب و مومن قطع نخواهد شد. برای شما بزرگواران می نویسم و برای شما ارجمندان تا عمر و مجالی باشد خواهم نوشت و هزار بار هم اگر قطعه قطعه ام کنند دست از رسالت و مسئولیت خود که دفاع از مظلومیت و مهجوریت و معنویت شما گرانقدران است بر نخواهم داشت.

خدا شاهد است طی تمامی سال های قلمداری ام در غربت چیزی جز دشنام و درشتی و پلشتی و توهین و ناسزا از جانب دشمنان شما بزرگواران و به اتهام دفاع از شما بزرگواران نشنیدم اما نازک طبعی نکردم و صبورانه چیزی جز دعای خیر شما ملت بزرگوار را نطلبیدم. اما اکنون و در آستانه یوم الله ۲۲ شعبان برای نخستین بار مایلم بر کرسی مطالبه نشسته و از شما بزرگواران خاضعانه بخواهم در انتخابات پیش رو با «رای نه» خود به «حسن روحانی» پرونده این شارلاتانیزم سیاسی مبتلابه به کشور را قربة إلي ألله و برای همیشه و ان شاء الله ببندید.

والسلام
فرزند حقیر تان ـ داریوش سجادی
سه شنبه ۲۳/اردیبهشت/۹۶
ایالات متحده آمریکا


۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۵, دوشنبه

روحانی تمام شد!


مهر ماه سال گذشته شکست روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ را به اعتبار راز حاکم بر دمکراسی گمانه زده و متذکر این واقعیت بودم که رقیب اصلی روحانی در ۹۶ «خود روحانی» است که با دوسیه ای نحیف در مقابل خود و به خود خواهد باخت.
اکنون نیز همه شواهد موید آن است که هزیمت ایشان اجتناب ناپذیر شده و مشارالیه ورشکسته به تقصیر در ماشین شکست نشسته و این ماشین در حال رساندن روحانی به نقطه پایان چهار ساله کم فروغ شانند.
شکستی که با اشتباهات مکرر ایشان در حال سرعت گرفتن نیز می باشد.
اما یک واقعیت را نباید نادیده انگاشت مبنی بر آنکه شکست روحانی قبل از آنکه محصول بی کفایتی ایشان یا با کفایتی رقبای ایشان باشد بازگشت به ذات کابینه تدبیر و امید داشت که از ابتدا نطفه اش در یک بی مبالاتی آشکار در رحمی منعقد شد که در عرف سیاسی از آن تحت عنوان «دولت گذار» نام برده می شود.
روحانی بصورتی طبعی و ناشی از رویکردهای بطئی اما خودخواسته، دولت خود را مبدل به دولت ترانسفری کرد که جز انتقال دادن جمهوری اسلامی از وضعیت نارنجی به وضعیت نُرمال آن هم تنها در زمین پرونده اتمی وظیفه دیگری را بر غهده نداشت و بالتبع دولتی که همه تمامیت خود را منهضم در برجام کرده بود گریزی از این فرجام نیز نمی توانست داشته باشد تا اینک و در فردای اتمام مذاکرات منعزل از قدرت شود!
این ذات دولت های گذار است که به قاعده «مقتضی موجود و مانع مفقود» با پایان یافتن رسالت محوله شان بستر را برای روی کار آمدن دولتی پساگذار فراهم آورده و ناخواسته موضوعیت شان در قوه فاهمه شهروندان را منقضی شده القا می نمایند.
نزدیک ترین نمونه آن دولت جورج بوش پدر بود که همه هزینه سیاسی لشکرکشی به عراق در فردای تجاوز صدام به کویت را مستقلا بر عهده گرفت اما در فردای پیروزی و رسیدن به فرصت چیدن میوه های پیروزی دولتی یک دوره ای شد و انتخابات را به کلینتون واگذار کرد و دمکرات ها را به ثمن بخس برخوردار از غنائم جنگی پسا جنگ در خلیج فارس کرد!
جورج بوش پدر نیز همان مسیری را رفت که اینک روحانی رفته و همان طور که بوش رسالت خود را با داعیه نظم نوین جهانی منحصر به تادیب عراق کرد و بالتبع در فردای فرجام عراق نیز کابینه جنگی بوش موضوعیت خود را از دست داد و بستر گذار برای ورود دمکرات ها در کاخ سفید فراهم شد . همان طور که روحانی نیز با تعریف رسالت خود در چارچوب پرونده اتمی با برجام معنا شد و با همان برجام نیز تمام شد.
اما یک نکته نیز غیر قابل کتمان است و آن اینکه علی رغم یک دوره ای بودن دولت های انتقالی اما روحانی نیز برخوردار از اشتباهات مهلکی شد تا برخلاف تصور در فردای شکست در انتخابات، گریزی از این واقعیت نتواند داشته باشد که قبل از آنکه بازنده انتخابات محسوب شود عمر سیاسی خود را پاک باخته ببیند.
باختنی که سهم عمده آن ناشی از نبود مهتر ایشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام بود تا جائی که مشارالیه را واداشت تا یتیمانه بمنظور جبران خلاء وجود هاشمی متوسل به شاذگوئی جهت رُبایش آرای کثیف شود و آنک و در فردای واگذار کردن نتیجه انتخابات خود خواسته یهودی سرگردانی را تداعی کند که نه در غربت دلش شاد و نه روئی در وطن دارد.
قدر مسلم ادبیات نامتعارف و مواضع اپوزیسیونی روحانی در خلال دوران رقابت ها نوعی هاراکیری و تلاشی معصومانه و قابل فهم برای جبران نبود حمایت مهابتی چون هاشمی بود. قطعا اگر اجل تنها ۶ ماه به هاشمی بیشتر مهلت داده بود در آن صورت این هاشمی بود که می توانست در سنگر حمایت از روحانی و قرار دادن ثقل سیاسی خود در زمین روحانی و با اتخاذ همان ادبیات اپوزیسیونی مسبوق به سابقه، روحانی را بدون دادن هزینه برخوردار از آرای کثیف اما پیروزی آور در انتخابات کند.
دو گانه ای که طی آن یک طرف (هاشمی) با اتخاذ مواضع اپوزیسیونی از بدنه مخالفان نظام برای پیروزی روحانی یارگیری می کرد و طرف دیگر (روحانی) بدون نیاز به شاذگوئی می توانست بی هزینه برتارک اقبال آن آرای ولو نامتجانس فاتح محتمل انتخابات ۹۶ شود.
من حیث المجموع پایان روحانی قبل از آنکه پایان اجتناب ناپذیر دولت های گذار باشد پایان بی تدبیری و ناآشنائی ایشان با قوانین نبرد های سیاسی سالم و هوشمند بود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــ



مقاله مرتبط: راز دمکراسی

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۳, شنبه

فسیل الدوله ها!



حسن روحانی در جدیدترین اظهارات تبلیغاتی خود و بمنظور اثبات با کفایتی اش برای تداوم حضور در کاخ ریاست جمهوری فرموده اند:


خواست جوانان ما فقط این نیست که به آن ها احترام گذاشته شود بلکه خواست شان این است که کشور به دست آن ها اداره شود.

جناب روحانی طوری حرف می زنند کآنه با دسته نابینایان طرفند!

برادر محترم ـ با نشاندن مشتی فسیل و سنگواره بر کرسی های وزارت، کهنسال ترین کابینه را در طول تاریخ جمهوری اسلامی بنام خود رقم زده اید و اکنون گندم نمایانه مبادرت به جوفروشی می فرمائید!؟

جهدتان برای مانائی در قدرت مفهوم است اما مستدعی است برای مخاطب نیز ارزنی از شعور قائل باشید.